أحمد بن أعثم الكوفي ( مترجم : مستوفى )
مقدمه 27
الفتوح ( فارسي )
( 1 ) تداول يافت ، و هم ترسّل در مراحل و درجاتى عالى سير كرد و ، بدين ترتيب ، ميدانهاى وسيع مختلفى براى آزمايش ذوق و هنر نويسندگان به وجود آمد . » [ ( 47 ) ] به همين جهت ، سدهء ششم هجرى را مىتوان عهد رواج نثر پارسى در ايران دانست . از ويژگيهاى نثر اين دوره آراسته بودن آن است به صنعت سجع . قديمترين نمونهء اين شيوه در منقولات شيخ ابو سعيد ابو الخير ديده مىشود . در « اسرار التوحيد » مىخوانيم : « شيخ را پرسيدند : صوفيى چيست ؟ گفت : آنچ در سردارى بنهى ، آنچ در كف دارى بدهى ، آنچ بر تو آيد بجهى . » از اسرار التوحيد كه بگذريم مىرسيم به « كشف المحجوب » از هجويرى ( متوفى 465 ه . ق . ) ، كه گاه آثار نثر موزون يا مسجّع را در آن به خوبى مىبينيم . مانند : « آن را كه كلّ حركت هوا باشد و بمتابعت آن وى را رضا باشد دور باشد از حقّ اگر چه در مسجد با شما باشد . » وقتى اين صنعت ادبى به خواجه عبد اللّه انصارى ( متوفى 481 ه . ق . ) مىرسد ، كمالى تازه مىيابد . گويا نيّت خواجه در تنظيم اين گونه عبارات ، بيشتر بر آن بوده كه كلام خود را از حالت نثر عادى بيرون برد و به كلام منظوم نزديك سازد ؛ تا هم دلنشينتر باشد و هم حفظ آن آسانتر شود . در « كنز السالكين » مىفرمايد : « عشق گفت : من ديوانهء جرعهء ذوقم ، برآرندهء شوقم ، زلف محبّت را شانهام ، زرع مودّت را دانهام ، منصب ايالتم عبوديت است ، متّكاء جلالتم حيرت است ، كلبهء باش من تحريض است ، حرفهء معاش من تفويض است . اى عقل تو كيستى ؟ تو مؤدّب راه و من مقرّب درگاه ! » [ ( 48 ) ] دنبالهء اين روش تا پايان سدهء ششم و بعد از آن كشيده مىشود . دورهء تكامل يافتهء نثر موزون مسجّع در نيمهء دوّم سدهء ششم را مىتوان در « التوّسل الى الترسّل » بهاء الدّين محمّد بغدادى ( متوفى 588 ه . ق . ) ، « روضة العقول » محمّد بن غازى ملطيوى ( سال تأليف 598 ه . ق . ) ، « حدايق الانوار فى حقايق الاسرار » امام فخر رازى ( سال تأليف بعد از 591 ه . ق . ) ، و « راحة الصدور » ( سال تأليف 599 ه . ق . ) به خوبى مشاهده كرد [ ( 49 ) ] ، و همزمان با تأليف اين كتابهاست كه شالودهء ترجمهء حاضر ساخته و
--> [ ( 47 ) ] تاريخ ادبيات ايران ، ج 2 ، ص 372 . [ ( 48 ) ] همانجا ، 376 . [ ( 49 ) ] بجز چهار كتاب ياد شده ، مىتوان به كتب ديگرى نيز اشاره كرد ، از جمله : مقامات حميدى ( سال 551 ه . ق . ) ، چهار مقالهء عروضى ( سال 552 ه . ق . ) ، و حدايق السحر فى دقايق الشعر رشيد وطواط ( اواسط قرن ششم ) .